رانت گوشت و خون ملت

Share Button

درمیهن ما با گذشت هر روز، بخش کمتری از مردم باید اشتهای بخش تناورشونده تری از «سرمایه خواران» را ارضاء کنند. و این یعنی خوردن از گوشت و استخوان زحمتکشان نه از محل کار آنان.

در بین حتی همان شیخ نشینهای نفتی امارات هم هیچ شیخ نشینی نیست که مانند کشور ما، تمام در آمد نفتی اش بجیب اقشار و طبقه تازه به قدرت رسیده حاکم برسد.
و کامنت مرا هم در زیر عکسها بخوانید!

TT4

TT5

TT6

TT7

TT8

TT9

TT10

TT11

TT12

TT13

TT14

TT15

TT16

TT17

TT18

و اینهم کامنت من:
کامنتی بر یک اِ ـ میل رسیده!
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق زهر کوی بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودکی فقیر
آن رخشنده چیست که بر تاج پادشاست.
گفتند آن جماعت که ندانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
از ره رسید پیرزنی کوژپشت و گفت
این خونِ دل من و اشک دیده شماست
مارا به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ، سالهاست که با گله آشناست
از زنده یاد پروین اعتصامی.
آری، در زمان پروین و حتا تا زمانه ما، جلال و جبروت پادشاهان صرب المثل یک زندگی افسانه ایی بوده است. ولی اگر این مثال مردمی که طی قرون شکل گرفته است و پر بیراه هم نیست در زمان «پروین» مصداق داشته است، در ایران ولایی و اسلامی ما و با حاکمیت بلا منازع و فراسلطانی آیت الله خوانده ایی بنام سید علی خامنه ایی و الیگارشی نظامی، اقتصادی، مذهبی پشت سر او؛ دیگر این ضرب المثل تاریخی در دنیا، جامعیت خودرا از دست داده است و اگر پروین زنده بود امروز باید میسرود که: ( روزی گذشت شیخ یا که روزه خوان به قدرت رسیده ایی و.. .
بنظر من امروز دیگر در میهن ما سخن از رانتخواری نفتی و رانت نفتی، بیان آن فرایندی که بنام فرایند غیرعادلانه توزیع ثروت یا تولید ملی در میهن ما نامیده شده معنای خود را از دست داده است.
میزان تصور ناپذیر انباشت قدرت و ثروت بی حساب و استثمار مبتنی بر غارت خود ملت و دسترنج آن با استفاده از مکانیسمهای غیرعادلانه توزیع ثروت و فرایند ویژه بی عدالتی آفرین گردش پول، کالا، تولید و خدمات که بعلت تورم، کاهش ارزش پول ملی، سیستم بسیار غیر عادلانه مالیاتی و گمرکی و دولتی کردن بخش عمده اقتصاد کشور و تملک بهترین منابع تولیدی به سپاه و نهاد های زیر نظر رهبری، کار را از چپاول درآمد نفتی گذرانده و به غارت ثروت و دیگر منابع طبیعی و استثمار بی سابقه نیروی کار یدی و فکری تا مرز رسیدن کارد به استخوان مزد و حقوق بگیران رسانده است. این دیگر نه حتی نیروی کار ملت بلکه خود ذخیره انرژی کاری زحمتکشان است که بدون باز آفرینی کامل و جبران شدن آن به تاراج میرود. شرایط کار امروز میهن ما و بی حقوقی و بی دفاعی اقشار و طبقات آسیب پذیر مملکت این را به روشنی بازگو میکند.
توزیع یارانه مستقیم( بخوان صداقه خوارگی و یا ایجاد روحیه گدا پروری)، به ملت بجای ایجاد چنان شرایطی که هر زحمتکشی بتواند به اندازه (حد اقل قسمت قابل تحملی از معادل محصول مادی یا خدماتی کار خویش را با مزد خود بخرد)، یعنی اینکه این دیگر، این؛ اصلِ ذخیره و خزانه نیروی کار است که مورد استثمار قرار گرفته و مصرف میشود و نه بخش باز تولید شده آن.
درمیهن ما با گذشت هر روز، بخش کمتری از مردم باید اشتهای بخش تناورشونده تری از «سرمایه خواران» را ارضاء کند. و این یعنی خوردن از گوشت و استخوان زحمتکشان نه از محل کار آنان.
نگارنده این سطور بعنوان کسی که حد اقل ۳۰ سال از زندگی خود را با کار یدی گذرانده است(۳ سال کار های متفرقه و ۲۷ سال کار حرفه ایی فلز کاری)، بر خلاف اعتقاد عموم طرفدار استثمار است. ولی آنچنان استثماری که در فرایند «بازگسترشی» تولید؛ کشورهای بزرگ صنعتی امروز جهان را به جایگاه امروزشان رسانده و برای کارگران آنها چنان رفاهی آفریده است که کارگر کره شمالی و حتی چین در چند ده ساله آینده هم ففط خواب آنرا باید ببینند.
در بین حتی همان شیخ نشینهای نفتی امارات هم هیچ شیخ نشینی نیست که مانند کشور ما، تمام در آمد نفتی اش بجیب اقشار و طبقه تازه به قدرت رسیده حاکم برسد.
ملت ایران با حکومتی مدافع منافع رانتخواران روبرو نیست بلکه با حکومتی مدافع سرمایه خواران که کارشان به خونخواری زحمتشکان کشیده است روبرو است. عکسهای فوق که نمیتوانند استثناء هم باشند گواه این ادعای منست.

No Comments