یاوه بافیهای اُمت ساز شیخ!

Share Button

حساب خمینی غلط نبود، ایران در آنروزها ۷۰ هزار پارچه روستایی داشت و هر روستا حد اقل یک آخوند و پیش نماز..، ایران نزدیک به ۲ هزار (اگر اشتباه نکنم) شهر و شهرستان داشت که هرکدام صد ها ملا و آخوند و روضه خوان داشتند. ایران ده ها هزار مسجد داشت که هر کدام کلی خدمه داشتند. هزاران امامزاده هریک، یک متولی داشت. ۴ زیارتگاه بزرگ قم ، شاه عبدالعظیم، شاه چراغ و مشهد خود دهها هزار خدمه و موقوفه خوار داشتند و… . اگر این جمعیت طفیلی را با خانواده هایشان حساب کنیم در همان زمان شاه هم تعداد آنها شاید نزدیک به ۱۰% جمعیت کشور بالغ میشد.

شیخ
مملکت ما کاستیهای بسیاری در بسیاری زمینه ها دارد. ولی در این میان کاستی کار تحقیقاتی جدی از همه چشمگیر تر است و در بین این کاستیهای کار تحقیقاتی، تحقیقات جامعه شناسی خاص ایران، جامعه شناسی دینی، تاریخی و در رابطه با آن به تحقیق کشیدن نقش روحانیت شیعه در شکال دهی به نوع ویژه روانشناسی و رفتار اجتماعی ما از همه چشمگیر تر است.
قریب ۲۹ سال است در این اروپا، از دور و نزدیک با کلیسا و روحانیت مسیحیی و جماعت دیندار این دیار کم و بیش آشنا شده ام.
در اروپای مسیحی، کلیسا اینقدر متمول است که کارش به رندی و کلاشی نمیکشد. از همه آنهایی که غسل تعمید میگیرند، مالیات کلیسایی و همچنین از مردم مالیات برای هزینه کفن و دفن گرفته میشود و همه این امور چنان دیوانی و بوروکراتیزه شده اند که اصحاب کلیسا اگر از بقیه مردم تأمین تر نباشند کمتر تأمین نیستند و کلیسای مسیحی دیگر دستگاهی مستقیماً صدقه خوار و وجوهات بگیر نیست.
با دوستانی سُنی مذهب نیز آشنا بوده ام که میگفتند در مذهب اهل سنت اصلاً آخوند به این معنا که در شیعه هست وبه این کثرت وجود ندارد، و ما به عیان اینرا در کردستان و بلوچستان و ترکمن صحرای خودمان هم می بینیم. آنها مراسم عاشورا تاسوعایی ندارند، سنیه زنی ندارند، روضه سکینه، زینب حضرت عباس ندارند صدها هزار نفر مداح، و روضه خوان و کفشکن حرمهای امامان و امامزاده ها ندارند، هزاران تکیه دار و هیئت مذهبی ساز ندارند، ده هزار زیارت خوان و تربت و مهر و تسبیح فروش در حاشیه مراکز زیارتی ندارند و… . آنها این همه صدقات و وجوهات گوناگون ندارند. این همه حوزه های علمیه و طلبه خانه یا عزب خانه ندارند و… .
تأثیر اجتماعی چنین ارتش چند صد هزار نفری یا میلیونی طفیلی روی زندگی اجتماعی جامعه را نباید بهیچ وجه متناسب با کمیت جمعیتی آنان هم بحساب آورد. حتی پیش از انقلاب هم هر ملا و آخوند یا پیش نماز هر دهی بیشتر از ارباب و کدخدای ده بر ذهیت مردم اثر گذاری میکرد.
آنروزها که رادیو بغداد سخنرانیهای خمینی را علیه شاه پخش میکرد یعنی حدود۴۰ سال پیش، روزی او در یکی از همین سخنرانیها خود گفت: ” ما ۳۰۰ هزار آخوند و طلبه داریم، اگر اینها همگی علیه شاه قیام کنند، شاه که نمیتواند همه اینها را زندان کند. (خطاب به روحانیون و طلاب) چرا بلند نمیشوید؟ چرا قیام نمیکنید؟”
حساب خمینی غلط نبود، ایران در آنروزها ۷۰ هزار پارچه روستایی داشت و هر روستا حد اقل یک آخوند و پیش نماز.. ، ایران نزدیک به ۲ هزار(اگر اشتباه نکنم) شهر و شهرستان داشت که هرکدام صد ها ملا و آخوند و روضه خوان داشتند. ایران ده ها هزار مسجد داشت که هر کدام کلی خدمه داشتند. هزاران امامزاده هریک، یک متولی داشت. ۴ زیارتگاه بزرگ قم، شاه عبدالعظیم، شاه چراغ و مشهد خود دهها هزار خدمه و موقوفه خوار داشتند و… . اگر این جمعیت طفیلی را با خانواده هایشان حساب کنیم در همان زمان شاه هم تعداد آنها شاید نزدیک به ۱۰% جمعیت کشور بالغ میشد. واین ۱۰% جمعیت، جمعیتی منفعل و مخاطب نبود بلکه خطیب، فعال و ذهیت ساز و فرهنگ(دینی) ساز بود. مارکس بدرستی این صنف اجتماعی را در کنار سایر اقشار پارازیت جامعه قرار داده بود که از خود فرهنگ خاص خود را به درون جامعه تراوش میدهند.
بهر حال وجود یک چنین لایه صنفی بزرگ اثر گذاری در جامعه ـ ی دین و مذهب زده ایران ایجاب میکند که موضوع یک کار تحقیقی جامعه شناسانه قرار گیرد و آثار آن در شکل دهی به فرهنگ مردم آسیب شناسی شود تا بتوان برای خنثی کردن آثار مخرب آن کاری کرد.
خواننده، از این گفته ها نباید چنین نتیجه گیری کند که نویسنده این سطور مخالف دین و روحانیت بطور مطلق است چون بهیچ عنوان نه تنها چنین نیست بلکه بر عکس هم هست. چون دین و روحانیت در صورت کار کرد درست، مانند نقش کلیسای پروتستان در امریکا یا اسکاندیناوی و المان، نه تنها بحال جامعه مضر نیست بکه مأمنی برای تسلی آدمهایی است که به خدا و مقدسات باور مند هستند. و این باور مندی آنها نه تنها کمترین ضرری هم بجامعه نمیزند بلکه ترمزی برای آسیب های اجتماعی می باشد. در بین خانواده های باور مند مسیحی میزان طلاق، الکلیسم، اعتیاد، فقر، افسردگی، فساد، از هم پاشیدگی خانوادگی و… ، در مقایسه با عیر دینداران بسیار کمتر است. اینقدر که مؤسسات دینی و کلیسا خدمت خیره ایی و اجتماعی مفید و بدون آوازه گری انجام میدهند، غیر دینداران انجام نمیدهند.
لذا آنچه مورد ایراد است طبیعت پارازیتی و فساد آفرین بخشی از روحانیت شیعه بویزه بخش حکومتی آن در میهن ما است و نه دین یا روحانیت بطور کلی. ناگفته نگذارم در بین روحانیون شیعه نیز چهره هایی فرهیخته وجود داشته و دارد که من حساب آنها را با روحانیت حاکم و دینفروش مخلوط نمیکنم. شخصیت برجسته و وارسته ایی مانند شادروان منتظری را نمیتوان با این گروه یکدست گرفت. روحانیونی مانندآیات عظام دستغیب، بیات زنجانی، صانعی، امجد و.. را نیز از این گروه باید جدا کرد. اینها به نیازهای ضرور دینی مردم پاسخ میدهند که نیازی طبیعی است و در همه جوامع سالم هم وجود دارند و وجود خواهند داشت.
غرض و انگیزه نوشتن این یاداش کوتاه اِ میلی بود که گرفتم که در بالا با حذف تکست توهین آمیز آن، آنرا درج کردم. و در همین رابطه به سخنرانی معروف پیش کسوت مذهبی مطهری رجوع میکنم که در رابطه با سنت ملی باستانی ما چهار شنبه سوری، روی منبرعربده میکشید که: «مگر شما خرهستید که از این کارهای احماقانه و خرانه میکنید و از روی آتیش میپرید و میگوئید: زردی من از تو! سرخی تو از من. این «عالِم» دینی که چند ده یا صدها تًن کاغذ با ارزش را مصرف اراجیف بی ارزش خود کرده بود نمیداند که این سنتهای ملی و فرهنگی بخشی از ملاط و خمیره پیوستگی تاریخی و ملی است که بدون آن ملاط ها ملت، انسجام و هویت ملی، وجود ندارد. بدون آنها، همه آدمیان این سرزمین به گله« اُمت» تبدیل شده و در اُمت واحدی که معنا و موجودیت واقعی ندارد محو میشوند بدون اینکه آن هویت دینی ای که میخواهد بدانها تحمیل شود را بپذیرند. اگر غیر این بود نه امپراطوری اسلامی بنی عباس و بنی امیه از هم میپاشید، نه اتومان اسلامی عثمانی که بخش وسیعی از جنوب اروپا و تمامی شمال آفریقا و شبه جزیره عربستان را شامل میشد از هم می پاشید و نه این همه فرقه ـ فرقه دینی بوجود می آمد.
۳۴ سال است که حکومت ما به همه گونه مالشگری برای مسلمانان جهان و منطقه و رهبران آنها دست زده است تا بلکه مفهوم «اُمت» را به آنها بجای هویت ملی اشان تنقیه ذهنی کند ولی موفق نشده است و نتیجه آن تلاشها فقط تضعیف بافت عاطفه ملی خود ما ایرانیان بوده است و میلیاردها دلاری که در این کژراهه مصرف شده است.
اینهم عکسی که ایران را بیشتر به دنیا معرفی کرد:
شلاق
به انبوه تماچیان این منظره چندش آور در اطراف و پشت بامها نگاه کنید تا بهتر از فرهنگی که این دین فروشان خود بی دین به جامعه تحمیل و تزریق کردند پی ببریدً

No Comments